السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

21

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

عام است كه جمع آن در فارسى ، « فرش ها » ست ؛ ولى اگر بر يك فرش خاصّى اسمى گذاشتيم ، آن را در فارسى « اسم خاص » و در لغت عربى « عَلَم » گويند . عَلَم عبارت است از : اسم خاصّى كه بر اشيا اطلاق مىشود ؛ مثلًا اسم عام ما انسان ، ناطق و . . . است ، امّا آن اسمى كه در شناسنامهء ما نوشته مىشود ، همان اسم خاص يا عَلَم است ؛ يعنى آن اسم مخصوصى كه فقط براى آن ذات است نه غير . در لغت عرب لفظ « اللَّه » اسم خاص و عَلَم است براى ذات مقدّس پروردگار كه مستجمع جميع صفات كمالى است و كمالاتش لايتناهى مىباشد ( عِدَّةً و مُدّةً و شدّةً ) . ولى در زبان فارسى لفظى نيست كه مرادف با آن كلمهء مقدّس ( اللَّه ) باشد . اين جاست كه فقها گفته‌اند : ما نمىتوانيم اذان را مثلًا به فارسى بگوييم ، يا در نماز ترجمهء سورهء حمد را بخوانيم ؛ زيرا واقعاً ترجمهء قرآن ممكن نيست چه بسا در ترجمهء كلمهء مقدس « اللَّه » ، واژهء « خدا » را به كار مىبرند و « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » را « به نام خداى بخشندهء مهربان » ترجمه مىكنند ، ولى اين گونه نيست ، زيرا واژهء خدا عَلَم و اسم خاص نبوده و مخصوص ذات مقدّس احديّت هم نيست ؛ زيرا : 1 . به غير ذات مقدّس نيز خدا گفته مىشود . 2 . بر اين لغت جمع بسته مىشود ؛ زيرا جمع خدا ، خدايان است ، در صورتى كه كلمهء « الله » در لغت عرب چنين نيست . نه به غير ذات مقدّسِ ازلى و ابدىِ لايتناهى گفته مىشود ، و نه جمع دارد ، حتّى مشركان نيز آن را به غير ذات مقدّس احديّت اطلاق نمىكردند . خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » ؛ « 1 »

--> ( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 61 . .